اجازه میدهی آرزویت کنم؟

من از خیرِ در آغوش گرفتنت گذشتم. بگذار دلخوشِ رویاهایم باشم بگذار همه بگویند "بیچاره دیوانه شده"

من کاری با این حرف ها ندارم فقط میخواهم صبح ها زودتر از تو بیدار شوم موهایت را شانه کنم دکمه های پیراهنت را ببندم دستم را روی صورتت بکشم وای دستم را رویِ صورتت بکشم. یعنی تا این حد اجازه دارم در رویاهایم نزدیکت شوم؟ 

من اصلا از تو توقعِ محبت هم ندارم میدانی دوست داشتنِ تو نیازِ من است مثلِ نیازِ ماهی به آب من بدون دوست داشتنت میمیرم در این خشکیِ مطلق . اصلا من برایِ شعرهایم به تو نیاز دارم . باید هر موقع که کم می آورم لب هایت را زیر و رو کنم شعر هایِ زیادی است لا به لای ِ صورتیِ شیرینش

چشم هایت، چشم هایت که اصلا زندگی است نباید شعرش کرد باید کشید و از دور نگاه کرد و مست شد

حالا اجازه دارم آرزویت کنم ؟ آرزو که بر جوانان عیب نیست، هست؟



مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

Lori Christian سُــــــورمه ای. مرکز رشد و تعالی خانواده سرزمین های به دنیا نیامده Mark To-Learn دلتا دی فعالیت های شورای دانش آموزی Russell